برابرهای واژه قریب الوقوع به پارسی
جستن واژهای دیگرقریب الوقوع
برابرهای پارسی
آمدنی، پیش رو، در پیش رو، زود آیا، زود هنگام، شدنی، نزدیک
واژه «قریب الوقوع» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «آمدنی، پیش رو، در پیش رو، زود آیا، زود هنگام، شدنی، نزدیک» میباشد.
به جای «قریب الوقوع» بگوییم «آمدنی، پیش رو، در پیش رو، زود آیا، زود هنگام، شدنی، نزدیک»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
نزدیک
بد و نیک نزدیک او آشکار
چو آورد این نامه نزدیک من
ز گیتی به نزدیک او آرمید
سپه کرد و نزدیک او راه جست
نبشتن یکی نه که نزدیک سی
پیش رو
بدو گفت رو پیش سام سوار
جهانجوی کاووس شان پیش رو
چه گفتست آن موبد پیش رو
به پیش سیاوش همی رو بهوش
سپهرم بد و بارمان پیش رو
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: وادید، بیماربینی؛ پایمُزد (حق ویزیت)